ثبت نام مهد کودک

یکشنبه زودتر از شرکت بیرون زدم چون قرار بود برم دنبال آرتینا و با هم بریم واسه ثبت نام مهد کودک. وقتی رسیدم خونه مامانم دیدم آرتینا آماده شده، خدا کنه این ذوق و شوق همینطور بمونه. چون مربی امسالشون عوض شده و آرتینا در اون یک ماهی که مهد رفته بود خیلی به خاله شیرین عادت کرده بود و حالا که متوجه شده مربی امسال خاله شیرین نیست کلی تو فکر میره و خواب خاله شیرین رو میبینه.

رفتیم مهد و اونجا خاله شیرین رو دید، خلاصه اینکه پریدن تو بغل هم و عشقولانه بازی کردن. خداییش خاله شیرین فوق العاده مهربونه. خدا کنه مربی جدید هم همینطور باشه و آرتینا بهش عادت کنه وگرنه مجبوره بره پیش خاله شیرین تو کلاس آمادگی.

تو مهد به دعوت خاله شیرین رفت تو کلاس و یک ساعت بعد با خواهش و تمنا و سپس با تهدید بیرون آمد. دلش واسه مهد تنگ شده بود.

حالا داره لحظه شماری میکنه تا اول مهر برسه و بره مهد کودک.

یکشنبه بعد ازظهر امتحان زبانش را هم داد و طبق گفته تیچرشون همه سوالات را جواب داد.

ترم بعدی زبان 15 مهر شروع میشه. ظاهرا سیستم آموزش زبان مجتمع فنی عوض شده و دیگه واسه خردسالان tiny talk تدریس نمیشه. اگه اشتباه نکنم کتابهای پاکت تدریس میشه. در ابتدا هم قراره تعیین سطح بدن. صد البته که شهریه هم بالا رفته. حالا ببینیم این سیستم چی و چطوری هستش.

/ 4 نظر / 6 بازدید
هاله مامان ارشیا

آفرین که مهدکودک رو دوست داره . ارشیا هم دوست داره اما من دوست ندارم بخاطر محیط بدش اجازه بدم بره[ناراحت]در مورد مرغ هم بزار کامل از بهزاد بپرسم ولی میدونم تو شکمش پیاز و سیر و آلو میکنه و میزاره رو زغال [چشمک]

باران

سلام.... برای آشنایی با یک زندگی موفق و عاشقانه به وبلاگ ما سر بزنید...منتظرم... موفق باشید.... تبادل لینک... کاش دانسته بودم چگونه زندگی کنم یا کسی را یافته بودم که روش زندگی را به من تعلیم دهد.

سحر

انشاله که این مربی هم مهربونه و آرتینا با ذوق و شوق بره مهد[لبخند]