آرتینا و عنکبوت

آرتینا: مامانی من خیلی دلم میخواد عنکبوت بشم
من: عنکبوت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آرتینا: کاشکی من عنکبوت بودم و میتونستم با آب دهنم تار درست کنم.
من: چی!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آرتینا با بغض: چرا من عنکبوت نشدم.

***************************

آرتینا: مامانی من اگه مُرد هم بشم (بمیرم) بازم دلم واست تنگ میشه.
من: خدا نکنه تو بمیری عزیزم. این حرفا چیه میزنی.
آرتینا: چرا من نباید بمیرم. پس کیا می میرن.
من: آدما وقتی خیلی پیر میشن و یا خیلی مریض میشن، می میرند.
آرتینا: چرا وقتی پیر میشن می میرن.
من: آخه بدنشون ضعیف میشه.
آرتینا: آدمایی که غذا نخورن هم می میرن.
من: خب اگه باعث بشه که خیلی ضعیف بشن می میرن.
آرتینا: خب منم غذا نمیخورم. ممکنه بمیرم.
من: نه عزیزم. توخیلی خیلی کم غذا میخوری.
آرتینا: پی من نمیمیرم.

***************************

آرتینا: مامانی موافقی یه قیچی برداریم موهای بابا مظاهر رو کچل کنیم.
بابا مظاهر بیچاره

***************************

بابا رضا: آرتینا اگه همین الان یه بوس به من بدی، میریم پارک
آرتینا: خب اول بریم پارک، بعد من بوس میدم.پارک که رسیدیم بوس میدم.
و به این ترتیب راهی پارک شدیم.
بابارضا: آرتینا رسیدیم پارک. بوس رو رد کن بیاد.
آرتینا: من منظورم این بود که وقتی بازی کردم بعد که خسته شدم میام بوس میدم
و بابا رضا همچنان منتظر بوس ماند.بعد ار تمام شدن بازی ، در ماشین
بابا رضا: بوس چی شد آرتینا، بوس رو رد کن بیاد
آرتینا: آخه الان نمیشه، الآن تو ماشین هستیم، اگه من بخوام خم بشم جلو ممکنه بیفتم سرم درد بگیره. منظورم اینه که وقتی رسیدیم خونه بوس میدم.
وقتی رسیدیم خونه آرتینا در اتاق مشغول لباس عوض کردن بود.
بابا رضا: آرتینا دیگه باید بوس رو بدی.
آرتینا: وا چرا بدون اجازه وارد اتاق من شدی، برو بیرون دیگه دوستت ندارم.

/ 10 نظر / 15 بازدید
مامان آرشا

سلام به دخمل خوشگل و خوشزبون و مامانی مهربونش... خیلی جالبه که همش گفتگوهاتونو می نویسید آدم کیف می کنه... یاد بچگی خودش میافته... ممنون که به ما سر زدید... بوسسسسسس

مامان آلینا

ای قربون این بلبل زبونیاش برم.براش کلی اسفنددودکن.بیچاره بابارضاچه مرارتی برای یه بوس میکشه.[چشمک][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

صنم

ناز گل خانم با اون زبونت خیلی شیرینی خدا حفظت کنه[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]

سارا

اوخ اوخ دخترای این دوره زمونه رو ببین تو رو خدا.[چشمک]

سوری مامان عسل

سلام خانومی. ماشالله به این دخمل شیرین زبون و همه چی فهم. خداییش عجب سوالهایی می کنه و فکرش به کجاها می رسه. معلوم دخترمون باهوش. قضیه بوس به بابا خیلی جالب بود کلی منو خندوند. قربونش برم ببوسش.[ماچ][بغل]

مامان ثنا

ای جااااان خوش به حالتون تورو خدا با این زبون شیرینش حال میکنین من که کی کی میکنم ثنا به حرف بیوفته فکر کنم اگه به حرف بیوفته و اینطور شیرین زبونی کنه روزی هزار بار قورتش میدم[زبان] حسااااابی ببوسید این دختر ناز و شیرینتون رو البته بدون اجازه وارد اتاقش نشید واسه بوس من[نیشخند] [ماچ][گل]

هاله مامان ارشیا

شما مامان و دخملی یکی شدین بر علیه بابا مظاهر[عینک]با اون بیچاره چیکار دارین[خنده] چقدر عکس بک گراند قالبت خوشگله عزیزم[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

نسیم مامان آرتین

ماشالا چقدر زرنگه.. طفلک بابایی که بلاخره در حسرت یه بوس موند!!![خنده]

مامان غزل

خدا نکنه عنکبوت بشی عزیز.دختر به این ماهی وگلی.ماشا....خیلی هم باهوشه.