شطرنج

این روزها با علاقه زیاد کلاس شطرنج میره، دیروز بعد از درس داشت با پسری هم سن و سال خودش بازی میکرد. وقتی رفتیم خونه ماجرای بازی رو واسه من تعریف کرد.  مکالمات آرتینا و همبازیش
آرتینا: من حرکت کردم، زود باش دیگه نوبت تو شده
پسر: باشه، حالا من چی رو حرکت بدم
آرتینا: من که نباید بگم خودت باید بفهمی
پسر: حالا بگو
آرتینا: ببین اگه من بهت کمک کنم اونوقت تو یاد نمی گیری و اگه مسابقه باشه، نمی تونی برنده بشی و مدال طلا بگیری.
اعتماد به نفس را داشته باشید. فقط چهار جلسه کلاس رفته.

/ 8 نظر / 14 بازدید
سارا مامان بردیا

چه خوبه که اینهمه علاقه داره. ما میخواستیم بردیا رو بفرستیم گفتیم شاید دلگرم دنبالش نباشه و حالا براش زود باشه.

سام

سلام دوست گلم اسم من سام است به طور اتفاقی با وبلاگت اشنا شدم .وبلاگ زیبایی داری از خواندن نوشته هات و دیدن عکسهایت لذت بردم .دوس داشتی سری به وبلاگ من هم بزن .خواستی من و به اسم (ساتیار سام )لینک کن و به من اطلاع بده به چه اسمی لینکت کنم .بازهم بهتون سر میزنم .منتظر حضور صمیمانه تان در وبلاگم هستم