دخترم دوستت دارم

آنروز دلم گرفت، ترکید. وقتی رفتم دنبال دخترکم، خواب بود،

آروم چشمهاش رو باز کرد و گفت: مامانی اومدی، امروز دلم

برات خیلی تنگ شده بود، یواشکی رفتم لباسهاتو بوس کردم و 

گفت: مامانی دوستت دارم، بیا بغلم.


احساسی عجیب داشتم. انگار که رازی را کشف کرده باشم. باز

دلم گرفت، یادم آمد که در دوران کودکی خیلی کم پیش آمده

 بود که با زبان به مادرم گفته باشم دوستش دارم، ولی این

 نیازی است که هر از گاهی از درون من سر می کشد که

 دخترم به من بگوید دوستم دارد.


یادم آمد وقتی برای اولین بار غصه ها و اشکهای مادرم برایم

 رنگی شد، که گاهی برای من یا برادرم  غصه می خورد،

متعجب میشدم و چه بسا در خلوت خودم به او خرده می

گرفتم، چرا که اعتقاد داشتم  که هر کسی مسئول عواقب

کارهای خودش است. ولی اکنون فهمیدم که مادر بودن هیچ

 قانونی را نمی شناسد، عشق است که فرمانبر است برای

مادر. و چقدر زیباست این عشق و صبوری که انسانی حاضر 

است این همه ملامت به جان بخرد برای یک انسان دیگر. دخترم

 دلم می خواهد روزی که آموختی بنویسی بابا نان داد، بتوانی

 بنویسی مادر عشق داد!


دخترکم، ملوسکم، با نفسهات جون میگیرم، با حرف زدنهات عمر

 میگیرم و با لبخندهات زندگی میگیرم.


عاشقتم و عشق منی.

 

 

دوستان عزیز بلاگفایی من وبلاگتون رو میخونم ولی نمیتونم پیام بذارم.

/ 18 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان آرمان

....قشنگ بود راما جون....من هم فکرش را که می کنم بچه تر که بودم شاید خیلی کم احساساتم را به مادرم ابراز کردم....مامانها به بیان این احساسات نیاز دارند و بچه ها نیز.....[گل]

مامان الیانا

مادر الماسي است گرانبها که در روز ازل، در ظلمات و تاريکي روز اول خلقت به هر انسا ني عطا شده. موهبت خدايي که بدون در نظر داشتن مرزهاي خاکي، بي خبر از همه رفتارهاي نژاد پرستانه، به دور از هر گونه اختلافات طبقاتي و فرهنگي به مستمند و ثروتمند به يک نوع بخشوده شده. مادر رنگ نميشناسد. سياه و سفيد نميشناسد. در پيشگاه مادر رنگ نيست، فرق نيست. مادر تکه اي از خداست

پانیذ

سلام رامای عزیزم[گل][گل][گل] آرتینای گلم چطوره؟[سوال] چه قشنگ گفتی که یاد بگیره و بگه مادر عشق داد .خیلی خوشم اومد. حتما" همینطوره مادرا عاشق بچه هاشونن.[قلب] دوستتون دارم [خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ]

عمه ابوالفضل کوچولو

آرتینا جون خیلی نازه خدا حفظش کنه تولد ابوالفضله شما هم دعوتید اگه با تبادل لینک موافق بودی خبرم کن به امید دیدار

مامانی شان آی

[گل] گل گفتی راما جون. منم هر وقت به مامانم خورده میگرفتم بخاطر نگرانیهاش میگفت مادر نیستی که بفهمی [قلب]

هاله مامان ارشیا

قالب نو مبارک چه خوشگل شده اینجا[دست][دست]راستی لیلی داره پنجشنبه میاد.اگه برای جمعه صبح قرار بزاریم خوبه؟میتونی بیای؟[چشمک][قلب]

مامان نادیا

سلام دلم گرفت[گریه] نادیا هم بعضی روزها به من میگه مامان چرا دیر اومدی دنبالم آدم دلش برای بچه های کارمند می سوزه