انحراف بینی

چند روزی میشه که بینی آرتینا گرفته. هیچگونه آبریزش و علائم سرماخوردگی هم نداره. دیشب رفتیم متخصص گوش و حلق و بینی. دکتر گقت سمت راست بینی انحراف شدیدی داره که ممکنه در اثر ضربه باشه. وقتی آرتینا حدود 2 سال داشت یک روز که با خاله مونا (مامان گلسا) رفته بودیم ساحل آرتینا در حال دویدن افتاد و بینیش ضربه خورد. اصولا این دختر ما ترمز نداره. دکتر گفت فعلا کاری نمیشه کرد. باید صبر کرد 16 سالش بشه و عمل کنه. از اونجا رفتیم خونه نرگس جون
آرتینا: بابا رضا خبر داری دماغم انحراف داره باید عملش کنم
بابا رضا: نه عمل نکنی، من دماغت را همینجوری دوست دارم.
آرتینا: ای بابا، دکتر گفت وقتی بزرگ شدم باید عمل کنم.
بابا رضا: فرقی نمیکنه. بزرگ هم که شدی من دماغت را همینجوری دوست دارم.
آرتینا: آخه اون موقع که دیگه واسه تو فرقی نمیکنه، وقتی من بزرگ شدم تو مُردی.

در اتاق انتظار دکتر هم که نشسته بودیم. یه دختر بچه حدود 5 ساله با مامانش آمدن. دختر بچه یک بلوز آستین بلند و یک شنل بافتنی پوشیده بود. فکرشو بکنید تو این هوای گرم بوشهر چی میشه. به محض اینکه آمدن تو مطب، آرتینا با صدای بلند گفت: وااااااااا دختر خانم مگه تو عقل نداری تو این هوای گرم بافتنی پوشیدی. وااااا ببین چی پوشیده. ناگهان صدای انفجار خنده همه بلند شد و مامان دختره هم با اخم به آرتینا و سپس به من نگاه کرد. خیلی خجالت کشیدم.

شب جمعه رفتیم از اسنک کپل که تعریفش میکردند اسنک خریدیم. در کمال تعجب دختر بد غذای ما خیلی از اون اسنک خوشش آمد و نصفشو خورد که در تاریخ زندگیش بی سابقه بود. کلی هم به به و چهچه کرد و از ما قول گرفت که از این به بعد به جای فست فود زیتون همیشه بریم اسنک کپل.
دیروز نمیدونم سر چه مسئله اب داشت با بابا مظاهر کل کل میکرد که بابایی گفت: اصلا دیگه اسنک نمیخرم. و آرتینا گفت: خب بابایی حداقل دیگه پارک نبرم، اسنک بخر.( دخملی قبلا به هیچ قیمتی حاضر نبود پارک را از دست بده.)

/ 22 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان مائده

[قهقهه][قهقهه][قهقهه]وای چقدر سر عمل بینیش خندیدم.راما جون از طرف من یه بوس محکم بکنش که اینقدر شیرینه.[ماچ][ماچ]

لیلا مامان لیدا

تا اومدیم خوشحال بشیم که آرتینا خانوم ما اقلا به یه غذایی علاقمند شده فهمیدیم فقط واسه 1 روز بوده.[ابرو] [قلب][قلب]

دبیرخانه جشنواره وبلاگ نویسی سلامت

با سلام بدین وسیله از شما دعوت می گردد تا در مراسم اختتامیه جشنواره وبلاگ نویسی سلامت که از طرف سایت پرشین بلاگ با همکاری شهرداری تهران برگزار شده شرکت نمائید. پنجشنبه، 21 آبان 1388، ساعت 10 صبح تهران، خ استاد نجات الهی (ویلا)، نبش ورشو، تالار خانه شهریاران جوان [گل]

نسیبه مامان ساره

سلام راما جون ممنون از اینکه به ما سر میزنید ماشاالله دختر گلتون خیلی هم شیرین زبونه[قلب]

هستی جوجو

بینی به این خوشگلی خدا کنه به عمل نیاز نباشه [ماچ][ماچ][ماچ]

هیوا مامان هانا

وای از خنده غش کردم از دست این فسقلی بابای بیچاره رو بگو چه زود قراره دور از جون زبونم لال فوت کنن[ناراحت]

مامان روژین

واي روژين هم عجيب علاقه به سويشرت و لباس گرم دراه .. مدام ميگه هوا گرمه باد مياد لباس آستين بلند بپوشيم باورت نميشه يه روز توي شرجي با سوري شرتش رفتيم اورژانس كلاشم روي سرش بود هر چي ميگفتم حداقل زيپش رو باز كن كلاهش رو در بيار قبول نميكرد ...