اولین پست سال 1388

سلام و صد سلام به همه دوستان عزیز

سال 87 با همه خوبیها و بدیهاش تمام شد. امیدوارم امسال برای همه سالی خوب و پربار توام با نشاط و شادی و موفقیت و سلامتی باشه.

قبل از عید به آرتینا گفتم که شانزده روز تعطیله و من سرکار نمیرم. طفلکی کلی ذوق کرد. امروز دیگه آن 16 روز تمام شد و صبح من آماده شدم و آرتینا را بلند کردم که بره دستشویی، دخملی تا من رو در هیبت مانتو و شلوار دید با تعجب گفت: مامانی این وقت شب کجا داری میری؟ و خلاصه کلی نق نق کرد. البته بیچاره حق هم داشت. ساعت کاری ما شده 6 صبح و ساعت 5:30 سرویس میاد.خب بگذریم.

سال قبل یک روز آرتینا طبق معمول هوس کرد شمع و کیک بخره و تولد بازی کنه. آخه این دخترک ما عاشق تولده. اتفاقاً آن روز مصادف با 3.5 سالگی آرتینا بود. این هم عکسهاش

این عکسها هم مربوط میشه به نوروز 88 و سفره هفت سین

آرتینا گلی ما قبل از عید به همه سفارش کرده بود که عیدی واسش اسباب بازی بخرند. این هم عسهای آرتینا با عیدی های غیر نقدی

در تعطیلات چند روزی مهمان داشتیم، یکی از دوستان از یاسوج آمده بودند که دختری داشتند به نام کیانا، که چند ماهی از آرتینا کوچکتر بود. متاسفانه به دلیل تربیت غلط پدر و مادرش فوق العاده لوس و حسود بود. با اینکه آرتینا خیلی سعی میکرد با کیانا ازتباط برقرار کنه ولی موفق نمی شد. جالب بود که کیانا می گفت همه اسباب بازیهای اینجا مال منه و آرتینا نباید دست بزنه. دخترک ملوسم میگفت: ببین کیانا تو مهمانی و میتونی با همه اسباب بازیهای من بازی کنی، ولی تا آرتینا چیزی برمیداشت تا بازی کنه، کیانا می پرید طرفش و کتک میزد و مو میکشید و چنگ میزد و آرتینا هم که تا اون موقع از این موارد ندیده بود متعجب نگاهش میکرد و میگفت: ببین کیانا زدن کار بدیه ولی مامانم گفته من باید از خودم دفاع کنم، پس اگه من رو بزنی منم میزنمت. بالاخره صبر آرتینا تمام شد و یک روز به مامان کیانا گفت: میدونی چیه خاله، به نظر من کیانا خُله. خُل میدونی یعنی چی؟ یعنی دیوونه.

خلاصه این موارد در روحیه دخترک ما کمی تاثیر گذاشته بود. ما با کمی صحبت تونستیم این خاطره بد رو از ذهنش پاک کنیم. البته امیدوارم اینطور باشه.

ولی من به این نتیجه رسیدم که دختر ماهم باید کمی خشونت رو یاد بگیره تا بتونه از خودش دفاع کنه.

این هم عکس آرتینا و کیانا

تعطیلات امسال را ما برعکس سالهای گذشته بوشهر ماندیم. هوا خیلی خوب بود، چند روزی هم بارندگی بود. بساط پیک نیک هم که خیلی مورد علاقه آرتیناست براه بود و خلاصه کلی خوش گذروندیم و استراحت کردیم.

عکسهای آرتینا گلی ما در تعطیلات

آرتینای عاشق شن بازی

آرتینا کنار کوه به قول خودش الکی

آرتینا و دایناسورش

آرتینا گلی در کنار گل

آرتینا عاشق چیدن توت

یک گربه وحشی اومده بود خونمون

شاد باشید

/ 23 نظر / 8 بازدید