پرونده

آرتینا: مامانی میشه پرونده تو بگیری بیای خونه دیگه سر کار نری؟ دیگه خودت منو بری مهد.
من:تعجب پرونده بگیریم.( تا حالا کلمه پرونده رو ازش نشنیده بودم).
آرتینا: آره دیگه. بگیرش که دیگه سر کار نریاز خود راضی
من: کلمه پرونده را از کجا شنیدی؟سوال
آرتینا: شایان سر کلاس خیلی شیطونی میکرد. خانم مربی را خیلی اذیت میکرد. خانم مربی هم گفت یه بچه ای خیلی شیطونی میکرده، پرونده شو دادن بهش و بیرونش کردن.نیشخند

/ 37 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان مائده

فقط یه عالمه بوس مخصوص دختر شیرینم.[ماچ][ماچ][ماچ]

سوری مامان عسل

سلام راما جون. آخیه این آرتینا هم ماشالله باهوشه که کلمات رو زودی می قاپه و یاد می گیره مثل اینکه بچه ها خیلی از کار کردن ماماناشون ناراحت چون عسل هم یکسره می گه سوری ایداره نرو. ببوس دخملی رو[ماچ][بغل]

پونه صادقی

سلام خدای من چه دنیای جالبیه این دنیای بچه ها خیلی جیگره دخملتون .تونستی بما هم سری بزن.

خاله هنگامه وسارینا

عزیزممممممییییییییییی[قهقهه]منم آپم با کلی عکس از تولد سارینا ...خوشحال میشم بهم سربزنین

نسترن مامان باران

عزیزم سلام...مردم از بس خندیدم.قضیه مرده شور رو می گم.ببوس شیرین عسلت رو.راستی خص.صی هم داری[ماچ]

نسترن مامان باران

عزیزم می شه زودی این پیغام من و پاک کنی؟اشتباهی شد می خواستم خصوصی بفرستم.[گریه]

مهدیه

ای جان با اون دوستای شخصیش...