شیرین زبونی

چند روز پیش من و آرتینا پیاده رفتیم پارک محلی نزدیک خونمون.

موقع برگشتن به سمت خانه

آرتینا: مامانی خیلی خسته شدم. کاشکی منو بغل میکردی.

من: بغل؟!!! اگه خیلی خسته میشی، میخوای دیگه پارک نریمآرتینا: نه خودم که خسته نشدم، منظورم اینه که پاهام تحمل راه رفتن نداره.
من: تحمل یعنی چی؟ (آخه اولین بار بود از این کلمه

 

استفاده میکرد)


آرتینا: یعنی نتونستن

در راستای آموزش اینکه اگه آب گرم را با آب سرد مخلوط کنیم

 میشه ولرم


شب بود و میخواستیم بخوابیم. آرتینا از لباسی که پوشیده بود

خیلی خوشش میومد و حاضر نبود لباس خواب بپوشه

من: آرتینا تو این لباس گرمت میشه بیا عوضش کن 

آرتینا: نه مامانی خوبه.گرمم نیست، ببین عرق نکردم. سردم هم نیست. ولرممه

 

من از شرکت رفته بودم خونه نرگس جون، دنبال آرتینا و قرار بود

که بابا مظاهر بیاد دنبالمون و بریم کارهامون را انجام بدیم (کلی

کار داشتیم).بابایی اومد دنبالمون. به محض سوار شدن در

ماشین:


آرتینا: خب به نظر شما امروز کدوم پارک بریم؟


بابایی: امروز خیلی کار داریم وقت نمیشه بریم پارک

آرتینا: مامانی عصبی یعنی چی؟

 
من: تقریبا یعنی عصبانی شدن


آرتینا: من دیگه دارم از دست بابایی عصبانی میشم. بابایی اصلا دوسِت ندارم


و با بابایی قهر بود. رسیدیم خونه. بابایی قبلا واسه آرتینا

یک عروسک بزرگ خریده بود و تو خونه گذاشته بود. وقتی

رسیدیم آرتینا عروسک رو دید و ذوق زده رفت سراغش


آرتینا: بابایی من شوخی کردم که گفتم دوسِت ندارم
بابایی: خب پس یه بوس به من بده
آرتینا: الان که دارم بازی میکنم و وقت ندارم فعلا اینو بگیر، و یه بوس پرت کرد.

 

پی نوشت-١: دوستان عزیز بلاگفایی وبلاگتون رو میخونم ولی متاسفانه نمی تونم پیام بذارم.

وبلاگ دوستان عزیز بلاگفایی:

تارا، آلینا، هلیا، نیوشا، ثنا، ویانا، کیانا، امیر، غزل، شمیم، سپهر، تینا و ترانه، کارن، رومینا، آرمان، شان آی، عرشیا، النا، امیرعباس، پویان، مهدیس، والا، شاینا، نیلوفر، پانیذ، نیما، وندا و هانا، آرتا، آرتمیس، پارمیس، آتوسا، آیسا، تینا و سینا، ایلیا، سامی، الیانا، راستین، پریسا و پارسا، تندیس، آرشیدا.

پی نوشت-٢: فریما جون مامان والای عزیز از لطفت ممنون. ما بهتون سز میزنیم ولی متاسفانه نمیتونم در قسمت نظرات پیام بذارم.

پی نوشت-٣: سعیده جون وبلاگ بهار نارنج برای من باز نمیشه.نمیدونم چرا؟!!!

/ 24 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
farima mamane vala

pas chera pishe ma naimadin???????[سوال][تعجب][ناراحت][قهر]

هاله مامان ارشیا

ببوس این آرتینای خوشگلمون رو[ماچ]منم نمیتونم برم به وبلاگ بهار نارنج[سوال]ولی بچه های وبلاگ بلاگفایی رومیتونم باز کنم[لبخند]میبوسمتون[ماچ]

سوری مامان عسل

سلام راما جون. چه شیرین زبونی می کنه این آرتینا دلم رو برد. میشه آرتینا جونم خواهش کنم یه بوس واسم پرت کنی آخه تحمل صبر ندارم. منم صورت ماهت رو می بوسم[ماچ][بغل]

مامان آلینا

خب که اینطورپس مشکل اینه[مغرور] فرقی نمیکنه مامیایم پیشتون.نگران بودم شایدمارودوست ندارین[چشمک][ماچ][گل][ماچ][گل]

bahareh mamane amir

salam khanoomi mashala be in dokhmale shirino naz .khanoomi kamentam nazari iradi nadare hamin ke be fekremooni kafiye

نازنین مامان رومینا

ماشالله چه شیرین زبونه این گل گلی ..منم نمیتونستم برات کامنت بزارم اما یکهو تونستم ببوس دخمل نازو