اتفاقات 10 روز گذشته همراه با عکس

هفته قبل مامانم اینا برای شرکت در مراسم فوت یکی از دوستان به همدان رفتند و توفیق اجباری نصیب بنده شد و 5-4 روز مرخصی گرفتم و با دخملی تو خونه موندیم و حسابی کیف کردیم.
این چند روز آرتینا صبحها حدود ساعت 8:30 از خواب بیدار میشد و خیلی سریع لباس عوض میکرد و میرفت دنبال دختر و پسرهای همسایه و همشون رو دعوت میکرد خونه. طفلکی چون همیشه تو خونه تنهاست، این چند روز کلی بهش خوش گذشت.
ولی ظهر که بچه ها میرفتن خونشون، خونه ما شبیه بازار مکاره بود. جای راه رفتن نبود.
اینم عکسهاشون

این هم عکسهای عزیز دلم در حال ارگ زدن. جدیدا به ارگ زدن علاقه مند شده و میگه منو ببر کلاس ارگ. امروز قراره بریم ببینیم خانمی رو می پذیرن واسه کلاس ارگ یا خیر.

از هفته پیش هم میره کلاس نقاشی و من بیچاره باید 1 ساعت اونجا بایستم، چون حاضر نمیشه بدون من بمونه.
مربیشون میگه قدرت خلاقیت بالایی واسه نقاشی داره و خیلی بزرگتر از سنش نقاشی میکشه ولی حوصله رنگ زدن نداره.
جلسه قبل مربی گفته بود چمن و یک درخت و یک گل بکشه و رنگ کنه. درخت و گل رو کامل رنگ کرد ولی چمن ها رو چون زیاد بود نیمه کاره رها کرد و یک گربه و یک زنبور کشید. مربیشون گفت چرا چمن ها رو کامل رنگ نکردی؟ در جواب میگه: حوصله نداشتم به جای اون گربه و زنبور کشیدم.

**************************************

نمیدونم این وروجک از کجا با کاراته آشنا شده، که چند روزه میگه بریم کلاس کاراته. چهار شنبه رفتیم ثبت نام کنیم ولی مربی ثبت نام نکرد و گفت چون خیلی کوچولو هستش فعلا 4 جلسه واسه تست بیاد. و قرار شد از شنبه یعنی امروز بره کاراته.

**************************************

این هم دختر گل من که علاقه زیادی به گل رز داره و از دسته گلی که شوشو جون واسه من خریده بود یه گل چیده.

هفته پیش عروسی یکی از دوستام بود. فرنوش عزیز مبارک باشه.
تو سالن که بودیم، آرتینا کیف منو برداشته بود و اینور و اونور میرفت. وقتی برگشتیم خونه دیدم کیفمو پر کرده از کله قندهای کوچولو.
این هم آرتینا در حال خوردن شام عروسی

عزیز دلم در حال خوردن پاستیل

آرتینا در پارک ساحل شادی

و این هم عکسهای آرتینا در حالی که داشت با خودش بازی میکرد.

مکالمات من و آرتینا
آرتینا در حال ورق زدن یک مجله آشپزی بود.
آرتینا: مامانی این چیه؟
خورش کرفس
آرتینا: من خورش کرفس دوست دارم
تو که قبلا گفتی خورش اصلا دوست نداری.
آرتینا: خورش دوست ندارم ولی خورش کرفس دوست دارم.
آرتینا: این چیه؟
آش رشته
آرتینا: من آش رشته خیلی دوست دارم
ای بابا تو که چند روز پیش گفتی آش اصلا دوست نداری
آرتینا: آش خالی دوست ندارم، آش رشته که دوست دارم.

**************************************

روز پنجشنبه داشتیم با آرتینا قدم میزدیم که پشت ویترین مغازه چیپس دید و چیپس خریدیم. توضیح اینکه آرتینا اصلا چیپس و پفک نمیخوره.
وقتی رفتیم خونه به شوشو جان میگه: بابایی ببین این مامانی واسه من چه چیزای بدی میخره. چیپس خریده.
دو به همزنی رو میبینید.

/ 24 نظر / 49 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میثم کربلائی

میلاد با سعادت شمس الشموس سلطان ارض طوس علی بن موسی الرضا (علیه الاف التحیه و الثناء) رو به خدمت شما تبریک عرض میکنم. التماس دعا.

میثم کربلائی

میلاد با سعادت شمس الشموس سلطان ارض طوس علی بن موسی الرضا (علیه الاف التحیه و الثناء)رو به خدمت شما تبریک عرض میکنم. التماس دعا.

مامان بهنیا

سلام خیلی خوشحالم از آشنایتون خیلی لذت بردم از دیدن عکسهای دختر کوچولوی زیباتون و خوندن مطالبی که نوشتید[لبخند][گل][قلب]

محبوبه مامان طاها

سلام عزيزم خوبي ممنونم بهم لطف كردي و به من سر زدي متشكرم ماشالله چه دختر ناز نازي و خوشكلي داري الهي كه خيرش ببيني عزيزم قربونت بروم [گل][گل][گل][گل]

مامان غزل

ممنون ومن هم لینکتون کردم.آرتینا جون رو هم ببوسید[ماچ]

مامان غزل

راستی میشه طریقه گذاشتن عکسای آرتینا جون رو برام بنویسی .آخه هم وبلاگتون خیلی جالبه وهم باسلیقه.

ramin

سلام_ خوبی وبلاگ جالبی داری اگه دوست داشتی به وب لاگ من هم سر بزن. �������������,;****,���� ������������,*��,"��*,���

محبوبه مامان طاها

سلام عزیزم خوبی خانومی چه خبر ماشالله به این دخترگلت عين دختر هنديهاست الهي كه خيرش ببيني خانومي